به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ محسن تقیانی: رسول صدرعاملی بعد از تجربههای موفق ساخت درامهای اجتماعی، اینبار فرمان را میچرخاند به سمت کمدیِ موقعیت؛ انتخابی جسورانه که حاصلش «قایقسواری در تهران» است. فیلمی خوشساخت، یکدست و کنترلشده که بیش از آنکه بخواهد چیزی بگوید، میخواهد حال مخاطب را خوب کند؛ همان امضای همیشگی صدرعاملی، با پوششی تازه.
فیلم در بخشهایی با بیانی اسکیسوار و فرمی نزدیک به انیمه، خاطرات نسل دانشجویان ورودی ۱۳۷۵ دانشگاه شهید بهشتی را ورق میزند؛ جمعی که پس از سالها، به بهانه بازگشت یکی از دوستان از آمریکا، دوباره در تهران کنار هم قرار میگیرند. هر چند این انتخاب فرمی، خیلی کمکی به عمق بخشیدن به شخصیتها و پیشبرد روایت نمیکند اما در فیلم نشسته و آسیبی به آن نمیزند.
فیلمنامه پیمان قاسمخانی دقیق، تمیز و کمخطاست؛ شوخیها از دل موقعیت بیرون میآیند و نه از ادا. بازیها نیز عموماً حسابشدهاند؛ از سحر دولتشاهی و زهرا داودنژاد تا محمد بحرانی و بنیتا افشاری. هر چند برگ برنده فیلم بازی پیمان قاسمخانی میباشد که طبق انتظار بامزه است، اما نمیتوان از بازی ویژه امین حیایی گذشت کرد؛ حضوری غافلگیرکننده، متفاوت و پرجزئیات با گریم و لهجهای خاص که یکی از بهترین بازیهای او در سالهای اخیر را رقم میزند.
ایده محوری فیلم، روایت یک روز پرسهزنی در تهران است؛ شهری که قرار است از دل جابهجاییها، مسیرها و حتی نماهای مسیریابهای اینترنتی جان بگیرد و به بخشی از درام تبدیل شود. اما درست همینجا فیلم زمین میخورد. تهرانِ «قایقسواری در تهران» نه شهر خاطره است و نه شهر رؤیا؛ بیشتر مجموعهای از ترافیک، شلوغی و مردم ناراحت است. سهم زیباییشناسی شهری، به یکی دو نمای گذرا محدود میماند و ایده جذاب سفر شهری، هرگز به تجربهای سینمایی بدل نمیشود؛ آن هم در فیلمی که سرمایهگذارش وابسته به شهرداری تهران است.
سکانس ورود سرباز هم لحظهای تصنعی، سخیف و کاملاً ناهمخوان با لحن فیلم است که مثل ترمزی ناگهانی، ریتم روایت را میشکند و بیرون میزند.
در نهایت، «قایقسواری در تهران» فیلم بدی نیست؛ حتی در بسیاری لحظات دوستداشتنی است. اما قایق صدرعاملی هرچند خوشساخت و خوشنیت است، روی آبِ نوستالژی و طنز موقعیت خوب میلغزد، اما هرگز به ساحل یک سفر شهریِ ماندگار نمیرسد.